تبلیغات
دفتر شعر کیلکین - از چه رو اینجایم؟؟؟


دفتر شعر کیلکین

از چه رو اینجایم...

پرسشی سخت معما شده بود

و دلم مات به دنبال جوابش می گشت

که چرا اینجایم...

مگراین خاک چه دارد که از آن بیزارم،

مگرآن خاک چه دارد که به آن می بالم.

مگر این خانه و آن خانه چه فرقی دارد.

مگر این همسایه تفاوت دارد،

با همسایه ی دیوار به دیوار دگر.

پاسخ آمد به ندا:

تو در اینجا ونه از اینجایی،

قصه ی تقدیر است که در تودراین خاکی

تو چو یک مهمانی

چند روزی برهمسایه

بحر تعلیم و نمو

آمده ای اینجا...

چونکه تو گشتی بزرگ،

و قدت بالا رفت،بد و خوب را دیدی،

این سوال پیش آمد:

از چه رو اینجایم.

صبر کن؛ غصه هایت را برکن

باش تا که شود،

پاک خاک نیلوفری ات

زندگی خواهی کرد ؛زندگی در خانه.

چوبهار آید به باغ،از پس فصل خزان

زندگی آسان شد ،فصل روییدن ماست

فصل رفتن زین خاک ،چه بسا نزدیک است.

بر کن این برگ غمین خود را،

فصل پاییز گذشت.

دشمنان این باغ ؛همچو یک برگ خزان میریزند

و از این بارش برگ

قد علم خواهیم کرد

همچو یک سرو بلند ،که دگر آزادیم.

ذره ای صبر نهال ؛دیگران در راه اند

شب یلدا طی شد،صبح ما نزدیک است


                                                         
   

84wp6yurai5s755g34mo.jpg

                                                 کیلکین

                                              1391/2/3 


نوشته شده در شنبه 9 اردیبهشت 1391 ساعت 08:22 ق.ظ توسط kilkin تو چه می گویی دوست... | |


آخرین مطالب
» من و دوستانم
» برای او...
» فاطمه ی معصومه (س)
» نیمه شعبان
» بهار
» تقدیم به او
» آمدم...نشد
» نامه ای به یاسر
» پرواز تنهایی
» متن اجرا و خوانش شعر کیلکین در همایش بهارملی فرهنگ سرای خاوران
» گزارش جشنواره میله گل سرخ
» غرفه صبح قلم جشنواره میله گل سرخ
» کیلکینی رو به استاد تابش
» دانشگاه محرم
» خانه کاه گلی من
» آلاچیق مهتاب
» نــامه یـار
» قلم ، علم ، امید
» بیدار باش...
» دفتر و من و قلم

Design By : RoozGozar.com