تبلیغات
دفتر شعر کیلکین - گزارش جشنواره میله گل سرخ


دفتر شعر کیلکین

گزارش جشنواره میله گل سرخ

تهران-فرهنگ سرای خاوران-21  و 22 حمل

غرفه ی کتاب نمادین صبح قلم کاشان

نام کتاب :صبح قلم

عکس ها:

www.facebook.com/afgkilkin-

-     www.kabuljan.af/afgkilkin     

-             www.aiy.blogfa.com

گزارش جشنواره میله گل سرخ

تهران-فرهنگ سرای خاوران-21  و 22 حمل

غرفه ی کتاب نمادین صبح قلم کاشان

نام کتاب :صبح قلم

قابل توجه دوستانی که با ما نبودند

عکس ها:www.facebook.com/afgkilkin

چهارشنبه بارمان به زمین نشست .

غرفه ما آماده بود برای تزئینات و قرار دادن کتاب نمادین.

کتابی که خلاقیت بچه های کاشان به شمار می رفت.

کتابی به ابعاد 2.5 متر در 1.5 متر از شاعران جوان

 و نوپای حال حاضر افغانستان از سوئیدن.استرالیا .افغانستان

 و ایران که در ایران از تهران.اصفهان .قم و کاشان اثر گرد آوری شده بود.

کاری که سلطه ی ادبیات و شعر بود بر انسان.این بار برخلاف همیشه که ما بر کتاب تسلط داریم حال کتاب بزرگ شده و ما کوچک.

تزیینات غرفه توسط خانم ها غلامی و جعفری ترتیب داده شد

کتاب ما دارای 18 صفحه از 18 شاعر بود.

غرفه ما تکمیل و برای 5شنبه اماده ی بازدید بود.

5شنبه صبح بازدید شروع شد برای روز اول بازدید خوبی رقم خورد وبرای صفحات خاطرات ما مطالبی خوب نوشته شد.

خانمی از این خلاقیت و از این فوج هموطن ها ذوق زده شده بود و گریه می کرد.

دوستی از انصار ابراز شادمانی و موفقیت برای وطنمان داشتند.

عزیزی شعر ها را بلند می خواند و ورق میزد و به به می گفت.مادری پیر خداراشکر خداراشکر می گفت و برای ما و اینده ی کشور با گلویی پر از بغض دعا می کرد .

اینها برای ما کافی بود تا تمام خستگی ها از سرمان برود.ساعت 5 عصر دیگر نایی برایمان نمانده بود .

گلو خشک از بس که توضیح داده بودیم .پا هایمان داغ تر از افتاب ظهر

هر چند نوبتی من و خانم غلامی و خانم جعفری توضیح  میدادیم ولی بازم خیلی خسته شده بودیم هر چند این خستگی ها زود با دیدن هموطن هایمان از ما رفع میشد.

22 حمل 1393 روز دوم بود.

هموطنان استقبال خوبی کرده بودند.بسیار شلوغ شده بود.دو نیروی دیگر هم اضافه کردیم خانم ها علی پور.

غرفه ی ما فوج فوج می آمدند و می رفتند.هر روز گویا باید خاطره ای برای ما رقم می خورد.

این بار دوستان رپر و خواننده برای دیدار به غرفه امده بودند.

دوستانی که  علی رغم مشکلات مهاجرت واقعا به روی پا مردانه ایستاده اند و یا از درد مردم می گویند یا برای شادی دلشان از خود انرژی می گذارند.

ما مصاحبه هایی هم داشتیم با دوستانی از شبکه تمدن و راه فردا.

و خانه ادبیات افغانستان  و مجله صوتی و تصویری بهار ملی .

ما در این بین با شاعرانی اشنا شدیم  از همه قومیت های افغانستان که واقعا استعدادشان را سرکوب کرده بودند ولی ما بها دادیم و قول همکاری در برنامه های اتی.

آقای محمد افسر رهبین هم رایزن اتشه فرهنگی سفارت کبری جمهوری اسلامی افغانستان در تهران از غرفه ی ما بازدید کردند که در کتاب ، شعری از ایشان هم قرار داده شده بود.

ما از طرف فرهنگسرا برای برگزاری شب شعر مشترک با دوستان انصار دعوت شدیم که این افتخاری بزرگ بود.

ساعت 6 بود که غرفه ی ما بالای 30 نفر  یک جا برای بازدید امده بودند و من حتی وقت نکردم که برای جشنواره حضور پیدا کنم.

کمی از 6 نگذشته بود که دنبال من امدند که چرا نمی ایید تا جایزه تان را دریافت کنید؟

گفتم نمی بینید چقدر غرفه شلوغ است و بازدید فرا تر از حد تصور است.

گفتند زیاد طول نمی کشد .خلاصه برای بار دوم مجری لب گشود:

مجری:غرفه شعر صبح قلم کاشان  با مدیریت سید علیرضا حسینی به عنوان غرفه ی برتر شعر و ادبیات و ... انتخاب شده است.

روی سن رفتیم و با آقای رجایی دبیر خانه ادبیات  و آقای رهبین رایزن فرهنگی سفارت دست دادیم واز خانم غلامی دبیر گروه جوانان مهاجر  تشکر کردم و لوح تقدیر و تندیس غرفه برتر را دریافت کردم وبا گرفتن عکس به طرف جمعیت بازگشتم

این دومین افتخار ما کاشانی ها بود چرا که قبل از آن غرفه طراحی و نقاشی با مدیریت آقای عوضعلی صفدری از بین چند غرفه و 20 هنر مند به عنوان غرفه برتر انتخاب شده بود.

به طرف غرفه برگشتم استقبال دوستانمان در درون غرفه تماشایی بود  چند متر مانده بود که به غرفه برسم که همه با دست زدن وهورا کشیدن و تشویق از من استقبال کردند.

در کتاب ما از کاشان اثار خانم ها کریمی .محمودی .ملیلا نظری و من بود که واقعا استقبال شد بالای هزار تا عکس از ما و از صفحات کتاب گرفته  شد.

کتابی که افتخاری شد برای کاشان

از نشریه هنرمندان کاشان صبح قلم بسیار استقبال شد که برگ برنده ای بود از هنرمندان کاشان که دوستانمان روی کاشان حسابی دیگر باز کرده بودند

دوستی پرسید مگر کاشان هنرمند هم دارد.این واقعا جای تاسف داشت برای ما که هنرمندانمان این چنین سرکوب شده اند وهیچ کس اینان را نمی شناختند ولی گویا صبحی روشن در راه است.

ما باید به هنرمندانمان بها بدهیم که اگر این طور نشود بزرگترین خیانت را به کشور عزیزمان کرده ایم

برای ما این چند روزه بسیار خوش گذشت و از آن مهمتر این بود که در کنار جوانانی غیور پرتلاش و دوست داشتنی برای کشورمان خدمت می کردیم.

من از این دوستانم وفاداری و همکاری را خوب یاد گرفتم از اینکه در مشکلات پشت دوستانم باشم ازاینکه علی رغم سختی فراوان باز دست از هدفم برندارم.

همیشه به داشتن این دوستان که با نام گروه جوانان مهاجر افغانستان در ایران در حال تلاش اند افتخار کرده ام وخواهم کرد.

باید تشکر کنم از خانم غلامی و خانم جعفری که واقعا اگر نبودند نمی دانم کیفیت غرفه چطور میشد.

و از نشریه صبح قلم کاشان که امیدی است برا ی هنرمندان کاشان

 کیلکین 24.حمل.1393

 

 

 


نوشته شده در یکشنبه 24 فروردین 1393 ساعت 06:08 ب.ظ توسط kilkin نظرات | |


آخرین مطالب
» من و دوستانم
» برای او...
» فاطمه ی معصومه (س)
» نیمه شعبان
» بهار
» تقدیم به او
» آمدم...نشد
» نامه ای به یاسر
» پرواز تنهایی
» متن اجرا و خوانش شعر کیلکین در همایش بهارملی فرهنگ سرای خاوران
» گزارش جشنواره میله گل سرخ
» غرفه صبح قلم جشنواره میله گل سرخ
» کیلکینی رو به استاد تابش
» دانشگاه محرم
» خانه کاه گلی من
» آلاچیق مهتاب
» نــامه یـار
» قلم ، علم ، امید
» بیدار باش...
» دفتر و من و قلم

Design By : RoozGozar.com